تبليغاتX
دوران محکومیت من...!!! - دکتر والنتین دیکول

زندگی نامه دکتر والنتین دیکول

این داستان مردی است که نوع انسان به او افتخار کرده و از او بخاطر تمام مشقاتی که برای بازگشت به یک زندگی نرمال کشیده است ممنون می باشد.

نام این مرد خارق العاده روسی دکتر والنتین دیکول است . او هرگز والدین خود را ندید. پدرش در هنگامی که مادرش او را باردار بود در یک عملیات در جنگ جهانی دوم کشته شد. مادر والنتین هم در هنگام زایمان او از دنیا رفت . بدین ترتیب والنتین در یک یتیم خانه بزرگ شد و در آنجا برای یک تکه نان مجبور بود بجنگد. چون در آن سالها بدلیل قحطی شرایط زندگی بسیار سخت و دهشت بار بود اما یک دفعه یک اتفاق بسیار جالب رخ داد. این شادی بخش ترین حادثه ای  بود که این پسر تا بحال در زندگی اش تجربه کرده بود. او به تماشای نمایش گروه سیرکی که در حال گذر از این شهر به آن شهر بودند رفته بود.

از این لحظه به بعد تمام زندگی او متعلق به سیرک شد. والنتین از یتیم خانه فرار کرد تا تمام روز خود را در آنجا سپری کند. پسر خیلی زود تصمیم گرفت که می بایست یک هنرمند سیرک شود. او خود را وقف سیرک کرده بود و خیلی سریع در هنرهایی همچون تردستی ، شعبده بازی و آکروبات خبره شد ولی سرانجام تصمیم گرفت که یک هنرمند بندباز شود. در پانزده سالگی بود که او اولین نمایش خود را در مقابل بینندگان به اجرا در آورد. یک روز میله ای که والنتین از آن آویزان شده بود شکست (آنطور که در سیرک مصطلح است علت شکسته  شدن میله خستگی حاصله  در فلز بر اثر وارد شدن فشار متمادی بر روی آن بود ) و دیکول از ارتفاع 40 فوتی (12 متری ) به زمین سقوط کرد بر اثر سقوط استخوان های دیکول از ده نقطه شکست که یکی از آنها در ستون فقرات او بود و باعث شد که او بطور کل از ناحیه پا فلح شود. نظر قطعی دکترها این بود که والنتین می بایست مابقی عمر خود را بر روی ویلچر سپری کند. در آن زمان هیچ سیستم توانبخشی وجود نداشت (والنتین این گونه بازگو می کند) من جوان بودم و نه تنها نمی توانستم رای دکتر ها را بپذیرم بلکه نمی توانستم به این که دیگر قادر به راه رفتن نیستم یک لحظه فکر کنم. بنابراین به شخصه شروع کردم به تمرین و توسعه سیستم توانبخشی خودم.

والنتین در همان بیمارستانی که بستری بود شروع به تمرین با تمام انرژی کرد. دکترها و دیگر بیمارها به او می گفتند که بی جهت زمان و انرژی خود را هدر ندهد . یکی از هم اتاقی هایش به او گفت نگاه کن ما به وجودی که قادر به اجرای حرکات جزئی در دست ها و پاهایمان هستیم ولی باز با این وجود سالهاست که روی تخت بستری هستیم در صورتی که پاهای تو کاملا فلح و ناتوان هستند و اما والنتین به ورزش خود ادامه داد و تمرینات با وزنه را شروع کرد و آن قدر با وزنه تمرین می کرد تا خستگی مطلق بر او مستولی شود. پس از گذشت 6 سال زحمت و مشقت تمام غیر ممکن به یک واقعیت مبدل شد . دیکول قادر بود مثل یک بچه راه برود . حالا این دکتر عالی قدر براین عقیده است که تسلیم شدن و ایستادن در همان جای قبلی برداشت فکری افرادی است که می خواهند کار و تلاش کنند با وجودی که بر روی ویلچر بود به مدرسه دلقک ها می رفت با به بچه ها هنرهای آکروباتیک و دیگر مهارت های سیرک را آموزش بدهد. پس از این که کلاسش با بچه ها به پایان می رسید شروع به تمرینات خودش می کرد. او می بایست بر دردی که برای او بسیار سخت بود غلبه می کرد. بدون کمک و با وصف بر اینکه نیمی از بدن او فلج بود می بایست روی زمین خود را به این طرف و آن طرف می کشاند تا وزنه های تمرینی اش را جابجا کند. یک بار آنقدر خسته شده بود که ناخود آگاه بر روی کف سالن به خواب رفته بود . یعنی آنقدر خسته و بی رمق بود که حتی نتوانسته  بود خود را به روی صندلی چرخدارش برساند. صبح روز بعد زمانی که نظافتچی سالن برای تمیز کردن سالن آمده بود با دیدن یک مرد که بر روی زمین ولو شده بود هراسان شده و تصور کرد که او مرده است و سریعا دنبال دکتر رفت.

او هر روز را همین گونه آغاز می کرد.

دیکول در حال توسعه سیستم منحصر به فردی بود که زیربنای کارهای اینده او را تشکیل می داد. برای دیکول راه رفتن کافی نبود. او می خواست دوباره به سیرک باز گردد و همین طور هم  شد. سمت جدید دیکول در سیرک آکروبات موتور سیکلت بود. او آرزو داشت دنیای سیرک را با وزنه هایی که تا بحال به گوش کسی نرسیده است شگفت زده کند.

هنگامی که دکترهایی که عارضه او را تشخیص داده بودند با خبر شدند که او نه تنها راه می رود بلکه دوباره به سیرک بازگشته نمی توانستند این مسئله را باور کنند!!!! ولی معلولان و ویلچریهای دیگر او را باور می کردند و برای کمک گرفتن از دیکول سراغ او می آمدند. دیکول در این خصوص که بخواهد خود را به عنوان یک الگو نشان دهد بسیار محتاطانه عمل می کرد.

 

او می گوید: هر بیمار و مریضی همیشه می گوید که دردش بسیار سخت و دشوار است و دکتر و یا هرکس دیگری نمی بایست در این خصوص با او بحث وجدال کند بلکه می باید او را تشویق کرده و کاری کند که فرد به توانایی و قدرت خودش باور پیدا کند. بدین شکل خواهد بود که نتایج باور نکردنی حاصل خواهد شد.

 

حرکت مترادفی است برای زندگی در هر جنبنده ای ما در درون بدن خود توانایی و سرمایه بسیار بزرگی داریم که نه کشف شده اند و نه توسعه یافته اند. بیایید روش کشف کردن آن را نشان دهیم و به آنهایی که نمی توانند راه بروند کمک کنیم تا دوباره حرکت کنند.

دیکول به عنوان یک هنرمند سیرک هر روز 3 تا 4 ساعت تمرین شخصی نیاز داد . به همین خاطر بود که او درمان بیمارانش را معمولا در بین جلسات تمرینی و یا در انتهای شب و پس از اجرای نمایش اش انجام میداد. خیلی از بیمارها با این باور که او توانایی کمک به آنها را دارد ماه ها د رطول سفر دور روسیه به دنبال و همراه دیکول بودند این روند برای سالها ادامه داشت. همسر دیکول می گوید: که این مردم دیگر بخشی از خانواده و زندگی ما را تشکیل داده بودند؛به دلیل اینکه دیکول هرگز به هیچ کس جواب رد نمیداد. اگر او می فهمید که می تواند حتی کوچک ترین تغییرو بهبودی در فرد حاصل کند حتما تمام سعی خود را بکار می بست.

دکتر دیکول از سراسر دنیا دارای بیمارانی است که اکثریت این بیماران خارجی را اروپایی ها تشکیل می دهند اما در حال حاضر و بدلیل این که دنیا دیگر مثل سابق نیست و مرزها باز و ارتباطات و تبادل اطلاعات بسیار آسان ترو سریع تر شده آمریکایی ها نیز راه کلینیک درمانی دیکول را پیش گرفته اند.

در داخل کلینیک دیکول دستگاه های مخصوص توانبخشی برای هر بیمار به صورت اختصاصی و مختص شخص تنظیم گردیده است بدلیل نوع درد و عارضه و وضعیت فیزیکی هر فرد رویه توانبخشی از هر شخص به شخص دیگر تفاوت قابل ملاحظه ای دارد. دیکول همیشه اظهار می دارد که خواستن فرد و پایبندی به هدف موارد بسیار ارزشمندی هستند. من می توانم به فرد بگویم که چطور کارها را انجام بدهد ولی بدون خواستن شخص هیچ موفقیتی حاصل نخواهد شد. حتی اگر دستگاه ها و تجهیزات از طلا ساخته شده باشند باز در صورتی که فرد خود را باور نداشته باشد هرگز قادر به راه رفتن نخواهد شد.

فرد می بایست با همان از خود گذشتگی دیسیپلین و قدرت خواستن تمرینات خود را هر روز حتی در صورت نیاز برای چندین سال ادامه دهد. تنها در این صورت است که شخص قادر خواهد بود بگوید من انجامش دادم. من می توانم راه برم.

 

مصاحبه

والنتین دیکول یکی از بزرگترین وزنه بردارهای جهان

تمام افراد از مقدار وزنه ای که دیکول بلند کرده با خبر هستند. والنتین این کار را پس از آسیب دیدگی در ستون فقرات انجام داد. این مشکل برای خیلی از افراد به منزله اینست که الباقی زندگی را می بایست بر روی صندلی چرخدار سپری کرد. شاید بزرگ ترین آرزوی این قبیل انسانها بلند شدن دوباره بر روی پاها و احساس این اعضای بدن که حرکت اصلی بدن بر عهده آنهاست.

شاید گفتن اینکه دیکول شروع به راه رفتن بر روی پاهایش کرد هیچ بنظر برسد. چون او توانست دوباره به عرصه سیرک بازگردد. باور این که یک چنین فردی قادر به بلند کردن وزنه های سنگین و کارهای فوق العاده است برای اکثریت غیر ممکن به نظر می رسد. به نظر هیچ چیز عجیبی نیست جز اینکه دیکول یک پدیده است. این آخرین گواهی دال بر قابلیت او می باشد.

در سی ام دسامبر سال 1999 یک کمیته از اعضای ثبت رکوردهای کتاب گینس به روسیه جهت ثبت رکوردهای ذیل دعوت شدند. در جریان این رکوردگیری دیکول با وزن 121 کیلوگرم در مجموع 1170 کیلو راجابجا کرد. یعنی در حرکت اسکوات 450 کیلوگرم ، پرس سینه 260کیلوگرم ... ددلیفت 460 کیلوگرم . ضمن اینکه او این حرکات را بدون زانوبند در حرکات اسکوات و ددلیفت اجرا کرد باور کردنی نیست!

چگونه دیکول تصمیم گرفت که یک چنین وزنه ای را جابجا کند؟

هیچ معجزه ای در کار نیست. هر کسی می تواند این کار را انجام دهد اما به شرط اینکه حداقل دارای قدرت ذهن بسیار بالا و شخصیت استوار و یک هدف که با تمام وجود بخواهد به آن برسد باشد. پس از این است که می بایست سعی و تلاش سخت را پیشه کرده و با هوشیاری و به تدریج به آن دست یابد. تلاش برای دست یابی سریع، مثل کاری که اکثر ورزشکارها انجام می دهند کاملا اشتباه است.

سیستم ها و روش های تمرینی زیادی وجود دارند. در واقع قابلیت شیوه تمرینات را با اصول علمی و دانش کامل انجام داد و از اجرای تمرین بدون آگاهی و با چشم بسته جدا پرهیز کرد. پس از کسب اطلاعات و دانش کافی برنامه  تمرینی را می بایست برای هر شخص بسته به قدرت عضلانی وضعیت مفاصل و لگامنت ها و همچنین خلق و خوی او بصورت اختصاصی طراحی شود. و به همین خاطر هم هست که می بایست تمرینات را با نهایت دقت و با جدیت تمام اجرا کرد. چون در غیر این صورت ورزشکار به هر دلیلی از ورزش جدا خواهد شد.

اغلب از من پرسیده می شود که چرا سیستم تمرینی ام را از دیگران مخفی می کنم در صورتی که در واقع این طور نیست و اصل موضوع خیلی ساده است. چون من به هیچ عنوان برنامه تمرینی ام را به کسی توصیه نمی کنم. اگر بخواهم صادقانه بگویم سیستم تمرینی من صحیح نیست. حتما حالا پیش خود می گویید با این همه موفقیت چطور یک چنینی چیزی ممکن است. بله درست است که من به نتیجه رسیده ام ولی این نتیجه حاصل سی سال تلاش و تمرین من بوده است. من خودم را آماده کرده ام بگونه ای که سیستم بدنی ام حالا توانایی تحمل یک چنین فشاری را دارد. برنامه تمرینی من به صورت معمول حذود 5/3 (سه ساعت و نیم) به طول می انجامد. زمان خیلی زیادی است و به نظر بسیار طولانی و سنگین می آید. در طول یک جلسه تمرین تمامی حرکات را اجرا می کنم و هر وزنه ای که دم دست است را جابجا می کنم و در آخر جلسه تمرین به شرایطی می رسم که به سختی می توانم باشگاه را ترک کنم. این اشتباه خواهد بود اگر من بخواهم این برنامه را به فرد دیگری توصیه کنم چون بدین ترتیب یا موجب آسیب دیدگی شدید او خواهم شد و یا در نهایت مسبب مردن او خواهم شد. به همین خاطر است که به عقیده من بک مربی می بایست ورزشکار خود را زیر نظر داشته باشد و بسته به شرایط فیزیک بدنی و توانایی او برنامه تمرینی مختص او را برایش طراحی کند.

من در هفته 5 جلسه تمرین می کنم که دو جلسه آن تمرینی برای عضلات کوچک بدن می باشد. پایه اصلی برنامه تمرینی ام را حرکات اصلی تشکیل می دهند و سپس به عنوان مکمل حرکات مربوط به عضلات کوچک تر  آن گروه عضلاتی را اجرا می کنم . بدنی شکل نه تنها در گروه های عضلانی بزرگ رشد و پیشرفت می نماید بلکه عضلات کوچک تر و ثانویه نیز رشد و توسعه می یابند. در حین تمرین سعی نکنید تمرکز را برای عضلات کوچک معطوف سازید چون این عضلات بزرگ هستند که در حال لیفت کردن وزنه هستند . جایی که عضلات کوچک می بایست بیشترین مشارکت را داشته باشند یکی از اسرار تمرینی من محسوب می شود. خیلی از افرادی که با وزنه کار می کنند این روش تمرینی را دوست ندارند و می گویند این کار تاثیری ندارد. ولی این نوع برداشت اشتباه است. این قبیل حرکات به صورت یک پشتوانه قدرت برای من به حساب می آیند. بله درست است . این حرکات به دلیل قرار داشتن عضلات همراهی کننده در شرایط ضعیف برای انجام دادن سخت می باشند به همین جهت مطمئنا فرد قادر نخواهد بود از همان ابتدا با وزنه ای سنگین تمرینات خود را شروع کند. متاسفانه این خواسته اکثریت افراد است که خیلی زود می خواهند با وزنه سنگین تمرین کنند. از تمرین کردن با وزنه سبک ترس و واهمه ای نداشته باشید. بدلیل انجام همین حرکات در عین حال که بلوک اصلی تمرینات را حفظ کرده اید به قدرت اندوخته ای دست خواهید یافت که لازمه رشد عضلات می باشد . تغذیه نقش بسیار مهمی دارد. من می گویم که برای افزایش حجم لزومی ندارد که وزنه های خیلی بزرگ را جابجا کرد . اما افراد زیادی هستند که این موضوع را باور ندارد.

آقای دیکول! در خصص مصرف دارو در ورزش نظرتان چیست؟

در واقع اگر منظور مخاطب قرار دادن این قبیل داروها است مثل ویتامین ها، محرک ها، کراتین و مکمل های پروتئنینی و ... نظر من مثبت است.

چون این قبیل مواد را نمی توان بعنوان دارو تلقی کرد. این نوع مواد برای ریکاوری و دوباره سازی سیستم بدن پس از تمرین ضروری می باشند. من به شخصه هر روز در حال تمرین هستم یعنی هر روز در سیرک اجرای یک نمایش بر عهده من است و این به منزله تمرین روزانه وزنه رکورد می باشد . پس در این صورت من می بایست حدود 30 سال باشد که در حال مصرف دارو باشم و بدین ترتیب این قبیل مواد می بایست بر روی کبد، کلیه و دیگر اعضای بدن من تاثیر سوء گذاشته باشند.

ورزشکارانی از آمینو اسید ها ، پروتئین ها و ویتامین ها استقاده می کنند که این یک امر طبیعی قلمداد می شود . در بعضی مقاطع هم زیر نظر متخصص ورزشی برای شرکت در مسابقه تمهیداتی را انجام می دهند که آن ها را برای مسابقه دادن آماده تر می سازد. پرواضح است که با تداوم ورزش تمام این مواد پس از مدتی از سیستم بدن خارج می شوند و بدین ترتیب کل سیستم دوباره تمیز و سالم می شود. اما برخی از افراد همیشه وقتی از آنها سوال می شود ایطور عنوان می کنند که آیا دیوانه اید؟ من هرگز از چیزی استفاده نکرده ام . ما به خوبی می دانیم اما از همه چیز مهم تر استفاده صحیح و هوشیارانه داروها می باشد. در هیچ شرایطی فرد نمی بایست بیش از حد مجاز از این قبیل مواد استفاده کند. خیلی از ورزشکاران این ذهنیت و عقیده را دارند و اینطور شنیده اند که فلانی تعداد مشخصی قرص و آمپول را مصرف کرده است. بنابراین پیش خود فکر می کنند که پس من می بایست دو برایبر این داروها را استفاده کنم و بدین شکل دو برابر قوی تر و حجیم تر خواهم شد. این اشتباه مطلق می باشد. به عقیده من در خصوص مصرف دارو حتما می بایست یک متخصص دکتر داروشناس اعمال نظر کند و تنها تحت نظر پزشک متخصص ورزشی این کار صورت بگیرد. اما آن چیزی که امروزه در مسابقات مطرح است تست دوپینگ می باشد.

که باز جدای از قانونی و یا غیر قانونی بودن آن نیاز به مصرف هوشیارانه را طلب می کند. بنابراین تنها نمی بایست با دید کوتاه مدت و مقطعی به این قبیل مواد فکر کرد بلکه می بایست تاثیرات ثانوی و مدت باقی ماندن آنها در سیستم بدن توجه کافی کرد.

از آماده سازی خود برای ثبت رکورد در گینس بگویید؟

من همیشه  دوست دارم برای خودم نقشه و هدف تعیین کنم و سپس به آن دست یابم. این نتایج هم مثل بقیه موارد دیگر بود.

در خصوص عده ای که شما را باور ندارند چطور فکر میکنید؟

وقتی شخصی این مسئله را بازگو می کند دو معنا می تواند داشته باشد: یا از روی حسادت و یا از روی عصبانیت است. اگر شخص نمیخواهد باور کند نیازی به ثابت کردن آن نیست. افرادی هستند که میگویند حرکت ددلیفتی که من انجام دادم بر روی سکوی مخصوص پاور لیفتینگ نبوده و بلکه من حرکت ددلیفتم را از یک تخته به ضخامت سه سانتی متر اجرا کرده ام. من در جواب این قبیل افراد می گویم: شما چقدر وزنه می زنید 220 کیلو. خب اگر یک تخته 5 سانتی زیر وزنه بگذاریم چقدر ددلیفت می زنی آیا بیشتر از 250 کیلو خواهد بود. اما معمولا به صورت جوک می گویم که آیا میدانی که حرکات دیکول مردود شده است.

فکر میکنم وقتی که بوسیله دستگاه ایکس ری بخواهند قدرت مرا انازه گیری کنند یک جک بسیار قوی پیدا خواهند کرد. بهرحال به همین زودی ها قصد دارم در مقابل چشم همگان وزنه های رکوردم را بلند کنم و به تمامی آنهایی که علاقه مند دیدن این ننیجه هستن این موضوع را ثابت کنم.

قرار است چه وزنه ای را بلند کنید؟

من معمولا دوست ندارم قبل از اینکه کاری را انجام دهم آن را پیش بینی کنم اما تنها می توانم این را بگویم که پشتوانه قدرتی بسیار زیادی دارم. چون من یک پهلوان سیرک هستم و می بایست همیشه قدرت اندوخته داشته باشم . چون وقتی روی صحنه بخواهم تمام انرژی ام را مصرف کنم دیگر در اواخر برنامه قدرتم کاملا تحلیل می رود و هنگامی که در اواخر برنامه این مسئله رخ بدهدکار من تمام شده قلمداد می شود. به همین خاطر من هیچ وقت اجازه نمی دهم این اتفاق بیافتد.

برای آینده چه اهدافی دارید؟

قصد دارم دوباره به سیرک بازگردم و برنامه های پیشینم را انجام دهم. فکر می کنم چند ماه طول بکشد پس از رکوردگیری نیاز به یک مدت زمان برای ریکاوری و دوباره سازی دارم و پس از آن می بایست خودم را برای سیرک آماده کنم، چون کاری که تا حالا انجام می دادم برای نمایش های سیرک زیاد جالب نیست.

در سیرک من جدای از قدرت به سرعت هم نیاز دارم. ولی در این دوران اجرای این حرکات باعث شده که من سرعت خودم را از دست بدهم.

آیا کسی پیدا شده که بخواهی مهارت ها و تجربیات را به او منتقل کنید؟

نه . من به دنبال چنین کسی نیستم چون که او می بایست خودش پیدا شود. شاگردان زیادی داشته ام که می خواستند یک پهلوان یا نمایشگر ممتاز سیرک شوند. ولی اکثر آنها شخصیت شان را از دست می دهند. من دوست دارم تجربیاتم را به یک مرد واقعی منتقل کنم. چون هرگز دوست ندارم بعدها ملامت شوم.

برای ورزشکاران جوان چه پیامی دارید؟

برای کسب موفقیت می بایست عشق به ورزش، حسادت در ورزش و عصبانیت ورزشی در شخص وجود داشته باشد. اما من می خواهم به آنهایی که تصور می کنند رکورد من قلابی و دروغی است بگویم که بروند و از آقای ویاچسلاو پیسکونوف ریاست فدراسیون پاور لیفتینگ مسکو این موضوع را بپرسند.

مصاحبه کننده : آنتونینا کورسینوا

 

کلینیک دیکول

مرد قوی در کلینیک ستون فقرات به بیمارانش اراده می بخشد.

بعضی اوقات تراژدیک ترین حوادث زندگی می تواند منجر به بزرگ ترین لحظات موفقیت و پیروزی شود. در سال 1962 هنگامی که در حال اجرای یک برنامه روتین سیرک بود کامل میله کوتاه Trapeze پاره شد و او از ارتفاع 12 متری بر روی زمین افتاد و استخوان هایش از چندین نقطه شکست که یکی از آنهااستخوان ستون فقراتش بود. تمامی دکترها به او گفتند که او هرگز نخواهد توانست دوباره بر روی پاهایش راه برود . در این زمان او تنها 16 سال داشت. دیگول همواره در سر ، آرزوی مبدل شدن به یک قهرمان سیرک را داشت و براین موضوع کاملا مصمم بود که دوبراه بر روی پاهایش خواهد ایستاد و به هدفش خواهد رسید. بلافاصله پس از مرخص شدن از بیمارستان تمرینات سخت و طاقت فرسای خود را برای توانبخشی و بازگشتن به شرایط طبیعی انجام داد. اغلب تمریناتش آن قدر سخت و نفس گیر بود که او در روز زمین باشگاه غش کرده و از حال می رفت. پس از گذشت 6 سال زحمت و مشقت تمام غیر ممکن به یک واقعیت مبدل شد. دیکول قادر بود از روز صندلی چرخدار بلند شود و بدون هیچ کمکی بر روی پاهایش بایستد و مثل یک بچه شروع به راه رفتن کند. امروز پس از گذشت 4 دهه از آن حادثه دیکول به اوج بازگشته است و این بار در سیرک به عنوان شعبده باز دمبل (مثل شعبده بازهایی که چند تا توپ را در آن واحد روی هوا با دستانشان جابجا می کنند او با دمبل های مخصوص این کار را می کند) و پهلوانی که میله آهنی خم می کند ایفای نقش می کند.

ضمن این که در پرونده خود چندین رکورد گینس را هم دارد . اما این قدرت ریکاوری نه تنها او را قادر ساخت که دوباره به سیرک باز گرداند بلکه او را به درجاتی به مراتب بالاتر رساند. بگونه ای که امروزه در روسیه رئیس یک کلینیک بزرگ درمان آسیب دیدگی ها و ناراحتی های ستون فقرات در مسکو می باشد. او در این کلینیک ویژه مراجعه کنندگان را با روش توانبخشی ابداعی خود معالجه می کند. مردم از تمام نقاط روسیه و اقصی نقاط دنیا به اینجا مراجعه می کنند. این جمله را دیکول از پشت میزش در مرکز درمانی دیکول واقع در استانکینو می گوید. با وجودی که روپوش یک دکتر را بر تن دارد اما باز بصورت یک پهلوان به نظر می رسد. از سینه و سرشانه حجیم اش گرفته تا صورت گری که ریش های سفید دور تا دور آن را پوشانده ، تلفن او مدام د رحال زنگ زدن است. یک مرد بستری بر روی تخت از اهالی ساراتوف میخواهد که او کمک کنند تا دوباره را ه برود تماس بعدی یک دکتر آلمانی است که میخواهد از وضعیت بیمارش در آن کلینیک با خبر شود. تماس سوم هم خانمی است از نیویورک که پسرش اخیرا در یک حادثه دچار آسیب دیدگی شده است.

به گفته دیکول لیست های انتظار کلینیک انتها ندارد. در حال حاضر لیست پرونده را در حدود 136000 متقاظی از 32 کشور دنیا به عنوان بیمار تشکیل داده اند.

دیکول می گوید: البته تمامی این افراد این شانس را نخواهند داشت که دوباره بر روی پاهایشان راه بروند ولیی بدون شک هر شخص پیشرفت خواهد داشد. اگر ما نتوانیم برای آنها کاری کنیم که ماملا بتوانند خودشان حرکت کنند لااقل این تحول و دگرگونی را در آنها ایجاد خواهیم کرد که خیلی بیشتر از قبل به خود اتکا داشته باشند.

اساس روش درمانی دیکول صرفا بر روی درمان ستون فقرات متمرکز نیست بلکه یاد دادن اعصاب سالم و عضلات برای جبران بخش هایی که دیگر قادربه عملکرد صحیح و کامل نیستند می باشد. همین طول که بیمار برنامه درمانی تمرینات انرژی بر بدنی را آغاز می کند، بدنش یاد می گیرد که چطور مسیر دوباره ای برای فرستادن پالسهای عصبی به گروه های عضلانی و سالم پیدا کند و بدین شکل آزادی عمل (حرکتی ) بیشتری بیابد.

عبداله داولاتوف متخصص آسیب های ستون فقرات در بیمارستان شماره 12 مسکو می گوید: از دید پزشکی این مسئله ممکن است چون که عضلات مجهول و نیمه فعالی در بدن هستند که میتوان به آنها یاد داد تا جبران مافات عضلاتی را بکنند که غیر فعالی شده اند که این موضوع می تواند در خصوص آسیب دیدگی ستون فقرات هم صدق نماید. داولاتوف متذکر می شود که شدت آسیب دیدگی ارتباط بسیار زیادی به میزان ریکاوری و بهبود بیمار دارد. دیگول در تشریح تفاوت روش درمانی خود با دیگر روش های درمانی در سراسر دنیا بسیار سریع پاسخ می دهد.

در غرب متخصصان با بکارگیری چندین و چند وسیله و دستگاه بی مصرف تنها کمکی که به فرد می کنند در محاصره کردن و حفظ ستون فقرات توسط این ابزارها می باشد . ولی کاری که ما اینجا انجام می دهیم کمک به بیمار برای بازیابی قدرت طبیعی حرکات بدنش می باشد.

با وجودی که تکنیک درمانی دیکول زمان بر و انرژی بر و نیازمند اراده قوی بیمار می باشد . به طور معمول دوره درمان یک بیمار در کلینیک حدود 3 ماه تا یک سال می باشد و در طول مدت شخص می بایست روزانه تا پنج ساعت با دستگاه های مخصوصی که برای او طراحی شده به تمرین بپردازد. دیکول با اشاره به نتای باور نکردنی که در آن کلینیک بدست آمده کاری می کند که مخاطبان همیشه با انگیزه با قی بمانند. برای مثال در ده سال گذشته بیش از 7000 بیماری که قادر به راه رفتن نبودند بر روی پاهای خودشان کلینیک را ترک کرده اند. در نگاه اول سالن کلینیک درمانی دیکول شبیه یک باشگاه به نظر می رسد که همان بوی عرق مخصوص باشگاه و صدای وزنه ها و صدای زور زدن افراد از آن می آید اما نگاه دقیق تر مشخص می سازد که خیلی از این صداها مخصوص دستگاههای مخصوص بیمارانی است که خوابیده و یا روی صندلی چرخدار در حال کار کردن با آنها هستند. ایرنیا یک دکتر 41 ساله است که از سن 20 سالگی از بیماری تحلیل عضلانی رنج می برد . او شیوه درمانی دیکول را به خیلی از روش های درمانی دیگر که تا بحال با آنها سرکار داشته ترجیح می دهد. ایرنیا که چند ماه است در این کلینیک مشغول تمرین است می گوید من سال هاست که از این بیماری رنج می برم و به همین خاطر دنبال نتیجه سریع و فوری نیستم اما حالا احساس بیشتری می کنم که ریکاوریم د رکنترلم است. او می گیوید: تمرین مورد علاقه من آیروبیک در آب است که در هفته چند بار ۀآن را در استخر کلینیک انجام می دهد. یکی دیگر از بیماران کلینیک نیکولیا ورنکو 24 ساله می باشد. او در حال سپری مردن دوران توانبخشی خود پس از یک جراحت شدید پا و ستون فقرات می باشد که بر اثر سقوط او از طبقه پنجم ایجاد شده است. او می گیود: تمامی این تمرین ها ابتدا سخت و بی رحمانه جلوه می کرد ولی حالا دیگر برایم عادی شده اند. من در طول تمرین احساس می کنم یک گلادیاتور هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط هانیل  |